تبليغاتX
تمشکـ،


عشقی که سراسر اعتماد باشد، عشق حقیقی نیست، بیشتر شبیه بیمه‌نامه است یا بدتر از آن گواهی حسن رفتار و این در نهایت به بی‌خیالی می‌انجامد /

کنستانسیا / کارلوس فوئنتس / عبدالله کوثری /
 90/02/19 |  امین | 



"تنهایِِــی" ،

ضلع سوم مثلثی ست که "تـو" با "نبودنت" تشکیل میدی ... /

 90/02/09 |  امین | 





اولین بار

چی کسی / کی / چرا / چه طور

خودکشی کرد / ؟! /

 90/01/08 |  امین | 




باشد که

بتابی همچنان،

طلوع جاودان من /

 89/12/19 |  امین | 



جناب خدا !

اون بالا نشستی سیگارتو می کشی واسه خودت

عب نداره

میدونم تنهایی یه فاز دیگه داره  ...

بکش عزیزم ...

فقط قربونت ...

انقد سنگین نکش !

دوباره چـِت می کنی ... بیا و درستش کن ...

لایت هست ... بدم ؟! /

 89/12/06 |  امین | 




/ ~ / من غافل از این که از ... /

 89/11/14 |  امین | 




من به فکر خستگی های پر پرنده هام...

تو بزن، تبر بزن،

من به فکر غربت مسافرام،

آخرین ضربه رو محکم تر بزن / ~ /

 89/10/16 |  امین | 




دلتنگی
خوشة انگور سیاه است
لگدکوبش کن
لگدکوبش کن
بگذار ساعتی سربسته بماند...
مستت می‌کند اندوه... /

شمس لنگرودی /

 89/10/05 |  امین | 




یلدا اون شبیه، که توش امیدی نداری به صبح برسی  /

 89/10/01 |  امین | 



خیلـ ِ خُب ...

باشه ... باشه ...

من آمادم شبهای این مدلی ـیمو به آغوش بکشم /

 89/09/26 |  امین | 



شب، سکوت، شمع، عود، سیگار و من ...

من، تو، تو، تو، تو و تو /

 89/09/25 |  امین | 



/ ~ /

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خویشم به تو بر می خورم اما
در تو شده ام گم به من دسترسی نیست /

 89/09/17 |  امین | 




/ ~ /

بخواب که امشب، پشت این روزن، شب کمین کرده رو به روی من ... /

 89/09/14 |  امین | 



بعضی ها کلاً تو متن اند / بعضیام تو حاشیه /

یه عده خودشون می خوان توی حاشیه باشن / یه سری هم نا خواسته ... /

بعضیا یه روزی بالاخره به متن میرن / بعضیا ولی سرنوشتشون تو حاشیه بودنه / ... /

 89/09/10 |  امین | 



س /

گاهی بزرگترین ِ لحظه ها، در فاصله ی میان دست های ما متولد می شود ... /

 89/09/03 |  امین | 




چه جوری میشه مُرد، ولی خودکشی نکرد / ؟! /

 89/09/02 |  امین | 



غروب ِ جمعه / ... /

 89/08/21 |  امین | 



 - سیگار نکش ... مغزو کوچیک میکنه ...

 - بزار بکنه ... بلکه سبک شیم یه کم ... /

 89/08/18 |  امین | 



دستی میان دست .. / + /

من اگه از چشمای تو میگم ... / ~ /

 89/08/13 |  امین | 



- فقط آدم های دست ِ خر و بی استعداد دزدی می کنند، آدم های زیرک پول پارو می کنند / کورت توخولسکی /

 89/08/07 |  امین | 



ادامه دارد ... این روز ها ... /

 89/07/17



ورق به ورق

         قلم به قلم

               سفیدی، سیاه می کنم

کبریت به کبریت

         سیگار به سیگار

                         کام به کام

تنهایم ...

ولی اتاق را، تو پر کردی

هه...

نمی دانم،

تو بوی سیگار می دادی ...

یا سیگارم بوی تو را می دهد ... ؟ /


س / حالا ... من، تو، پاييز /

گ / گاهی گرداب می شود دلتنگی و ... غرق می شوی /

ن / چشم من / داریوش / ~ /

پ / بالاخره ... / فراغت از حسی که نه ماه، باردار بودمَش /

 89/07/01 |  امین | 



/ ~ / توی یک دیوار سنگی ... دو تا پنجره اسیرن ... /

 89/06/24 |  امین | 



شمایی که به اجبار ...

گاهی...

جلوی اشکهایتان را می گیرید،

هیچ گاه،

درد ِ چهار سال گريه نکردن را درک نخواهید کرد /

 89/06/17 |  امین | 



من، پست ترین آدم جهانم

سنگین ترین گناه دنیا ...

وقیح ترین گناهکار تاریخ ...

من، ... محکوم شدم ...

حکم من، حکم من کوه غمیه که رو دلمه و

مجازات من، شرم بخشیده شدنه ...

آه ...

یادم می مونه ...

یادم می مونه،

من، شرمسار ترین مرد زمینم /

 89/06/14 |  امین | 



یک زنگ اشتباه در، اگر شبی پاسخ داده شد ... دیگر جبران نمی شود، هرگز / کافکا /

 89/06/01 |  امین | 


چ / هر کجا سازی شنیدی

     از دلی رازی شنیدی

     شعر و آوازی شنیدی

     چون شدی گرم شنیدن

     وقت آه از دل کشیدن

     یاد من کن ...

                یاد من کن ... /

خ / یاد گرفتم که مهربان بودن، از برحق بودن مهم تر ست / اندی رونی /

گ / انعکاس آبی اشک من و توست، رنگ این آسمان /

ع / حوصله جواب دادن به کامنت های قدیمی رو ندارم / ! /

O / uhhhh / ... / Virtual / ... / Odd / ... / 89 / 91 / ... / He / none / all / ... / damned cigarette / ... you smoke

س / و بدان / که هر روز تورا خواهم خواند / تا همچنان شعله بردارد آتشی که به قلبم زده ای ... /

 89/05/21 |  امین | 



ببین چقدر ساده،

روح من رو،

توی دستات زندونی می کنی ... /

 89/03/13 |  امین | 


ر / تا حالا، تو چشمای مادری که واسه جنازه ی پسر جوونش کـِـل می کشه ... نگاه کردی / ؟! /

سـ / پسوند ها، گاهی، قدرت تخریبی زیادی پیدا میکنن /

گـ / دلم میخواد گریه کنم / برای قتل عام گل / برای مرگ رازقی / دلم میخواد گریه کنم / ... /

خـ / شکستن یک مرد، اصلاً منظره ی تماشایی ای نیست /

بـ / پدر بودن، بیشتر از هر چیز دیگه ای، فــ ــهــ ــم لازم داره /

م / گاهی یک جمله، از یک آدم، مهمتر میشه /

چـ / من تموم آرزوهامو / عشق و قلب پر تمنامو / جا گذاشتم توی تقویمم / خط زدم روزای فردامو /

 89/02/04 |  امین | 

سپید و سیاه : دست نوشته های علیرضا عاشوری/ خزعبلات یک پیامبر دیوانه/ کافه گراف/ یادداشت های نامعمول/ عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات/ دیوونه !/ جنگل واژگون/ به آرامی گذر کردن/ عشق لایتناهی/ فریاد/ ریز نوشت/ روز یازدهم / انجمن شاعران مرده/ خودنویس/ دل ریختگان/ فریاد سوخته/ Fogbow/ فردای من/ یه بهونه واسه بودن/ آهـــــــو خــــــانــــــــوم/ هنوز در سفرم .../ زندگی زیباست اگر عاشق باشی/ ساحره/ خواب رنگی/ Odd Girl/ کاپوچیـــــــــ ــــــــــنو/ روزگار اندیشـــــــــــــــــه/ نغمه درد/ سیگار و اسپرسو/ مثل من ... مثل تو/ کام آخر/ nO boDy's HomE/ لاشه ی متعفن یک دیوانه/ دری به ناممکن/ کوریون/ ..: perspective :../ آخرین هوس های یک حوا / Icy Vision/ اتاق خواب يک نفره/ دختری با جریان 666 ولت/ کلئوپاترا، ملکه ی غار نشین ِ روانی/ روزگار والیوم/ Date In Marsh/ روزهای نیکوتینی/ عمو جیمز/ دو چشم مست/ عصیــــان/ روزمردگی های ملکه/ بانوی دی ماه/ Little Violin/ اعترافات/ تفکــ‌رات یک روانپـــــ‌ریش/ دور و دورتر/ اینجا پرنده بود/ من سایه ندارم/ سیب نقره ای/ سکوت تپه ها/ حرف های بارانی.../ وسوسه های هبوط / بانوی اردی بهشت/ ابــــســـــــوردیــــــــتـــــــه/ واژه هــــــــای بی نفـ ـ ـ ـ س ... !/ من حرفی برای گفتن ندارم ! / متون ادبی/