به نامش
نوشتن برام سخت شده. به حرف های خودم اعتقاد ندارم. شاید هم به حرف های هیچ کس. چند روزی می شه که از هر چی حرف زدن و سخنرانی و نظریه پردازی و نوشتن و... است متنفر شدم. خسته شدم از هر چی حرص زدن و تلاش کردن و هدف ساختن و از این قسم اراجیفه. خدا کنه که زود گذر باشه این تنفر. به من می گن بریدی! شاید هم بریده باشم. مثل بعضی (از ما) دیوانگان ناطق این زمانه که در عرض یک ساعت تصمیم به خود کشی می گیرند و راحت از همه چیز... . آه... . چه کنم که من هنوز هم به چیز هایی اعتقاد دارم و میدونم که اونور هم چیزِ زیبایی در انتظار من ( ... ) نیست.

امروز را اما، روز بزرگداشت حافظ تعیین کرده اند. تفالی کردم به این مناسبت :
|
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی در بحر مایی و منی افتـادهام بیار خون پیاله خور که حلال است خون او ساقی به دست باش که غم در کمین ماست می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت ساقی به بینیازی رندان که می بده |
برگ صبـوح ساز و بده جام یک منی می تا خلاص بخشدم از مایی و منی در کار یار باش که کاریست کردنی مطرب نگاه دار همین ره که میزنی خوش بگذران و بشنو از این پیر منحنی تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی |
قلمم شکسته انگار. شکسته ...
به نامش
آه ... فرهاد ... صدایت را میتوان شنید از درون سنگ های بیستون. یادت را میتوان زنده نگه داشت. داستانت را می شود هر روز، از سر هر بام، خواند برای رهگذزان. عشقت را می توان ستود. میتوان افسانه ی دلدادگیت را بر سردر مکتب خانه ی عشق آویخت. آه ... فرهاد ... هنوز هم به رَسمت میتوان سوگند خورد.

اما ... اما دردت را نمیتوان فهمید. عشقت را نمی شود آموخت. موسیقی لحظه هایت را دوباره نمیتوان نواخت. پاکی اشک هایت دست نیافتنی مانده است و خواهد ماند. و رازت سر به مهر خواهد بود. رازی که شاید آبروی این کهن سرزمین باشد.
.....................................................................
حال نوشت :
حرف خاصی نیست ... فقط اینکه ... هیچی .... این هم بماند.
خزعبلات یک پیامبر دیوانه
کافه گراف
یادداشت های نامعمول
عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات
دیوونه !
جنگل واژگون
به آرامی گذر کردن
نقطه سر خط
عشق آسمانی
فریاد
شاخه و برگ
ریز نوشت
جامانده چیزی جایی
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست
روز یازدهم
انجمن شاعران مرده
خودنویس
دل ریختگان
فریاد سوخته
سایه
فردای من
دست نوشته های یک روانی
یه بهونه واسه بودن
آهـــــــو خــــــانــــــــوم
دل نوشته (داستانک)
هنوز در سفرم ...
زندگی زیباست اگر عاشق باشی
ساحره
خواب رنگی
دختری عجیب !
کاپوچیـــــــــ ــــــــــنو
نغمه درد
آذین
سیگار و اسپرسو
گره کور
مثل من ... مثل تو
هورنو